آهنگ افسوس از ارتان و وحید هپتا

هدف این وبلاگ در جهت کشف استعدادهای جدید و ناشناخته در ضمینه موسیقی و سعی در شناساندن این افراد در محیط های مجازی و حقیقی است.لذا این هدف بدون همکاری و پشتکار یکدیگر میسر نمیشود..پس با شناساندن این وبلاگ در فضای مجازی به افراد با استعداد" یاری کوچکی در حد توان خودمان انجام دهیم...با امید بر این که وبلاگ
musiclost.blogfa.com ...سکوی پرتابی به سوی موفقیت جوانان کشورمان باشد.
شما مبتوانید متن ترانه ها و فایلهای صوتی و تصویری خود را به ادرس
Faridrahmani11@yahoo.com فرستاده تا در وبلاگ به نمایش گذاشته شوند.
کَمانچه

کَمانچه یکی از سازهای ایرانی و موسیقی خاور زمین است. این ساز علاوه بر شکم، دسته و سر، در انتهای تحتانی ساز پایه نیز دارد که روی زمین یا زانوی نوازنده قرار میگیرد.
تاریخچه
اولین نشانههای تاریخی در مورد کمانچه در کتاب موسیقی الکبیر اثر ابونصر فارابی در قرن چهارم هجری دیده شدهاست. او در این کتاب از کمانچه با نام عربی آن، رباب یاد میکند. کمانچه در دوران صفویه و قاجاریه جزو سازهای اصلی موسیقی ایران بودهاست. نخستین صدای ضبطشده کمانچه به اوایل قرن بیستم میلادی بر میگردد.
شکل ظاهری
شکم ساز کروی و توخالی است که مقطع نسبتا کوچکی از آن در جلو به دهانهای اختصاص یافته و روی دهانه پوست کشیده شده و بر روی پوست، خرکی تقریبا شبیه به خرک تار و نه کاملا عمود بر سیمها قرار گرفتهاست. دستهٔ ساز، لولهای تو پر است و به طور نامحسوس به شکل مخروط وارونه خراطی شدهاست. انتهای بالایی این لوله؛ توخالی و در طرف جلو شکاف دارد که نقش جعبهٔ گوشیها را مییابد. دسته فاقد پرده میباشد. سر ساز متشکل است از جعبهٔ گوشیها که در دو طرف آن هر یک دو گوشی کار گذاشته شده و یک قبه که در بالای جعبه قرار گرفتهاست. طول ساز تا سر قبه حدود ۸۰ سانتی متر است.
این ساز جز دسته سازهای زهی است. کمانچهٔ امروزی دارای ۴ سیم میباشد. کمانچه در زمان قدیم فقط سه سیم داشتهو احتمالاً از زمان ورود ویولن به ایران به تقلید از آن سیم چهارم به آن افزوده شدهاست. این سیمها به موازات درازای ساز گستردگی دارد و آوای آن خیلی خوش و دلکش میباشد. این گرانبها ساز میتواند آواهای گوناکون بسیاری را برآرد. آوا دهی گسترده کمانچه این ساز را پادشاه سازها ساخته و در همنوازی بزرگترین پایه خنیاگری در خاور زمین و بویژه زادگاهش ایران است. کاسه صوتی این ساز از چوب توت است که با برشهای از عاج تزیین شدهاست.
کوک
کوک کمانچه (نسبت فاصله سیمها به یکدیگر) در دستگاههای مختلف موسیقی ایرانی تفاوت میکند. معمول ترین کوک برای دستگاهای ایرانی این است که سیمهای اول و دوم نسبت به هم فاصله چهارم (یا پنجم) داشته، سیم سوم یک اکتاو بم تر از سیم اول و سیم چهارم یک اکتاو بم تر از سیم دوم میباشد.
لازم به ذکر است که در گذشته کمانچه دو سل دو سل کوک میشد اما بعد ورود ویلن به ایران،در کوک کمانچه تغییراتی ایجاد شد و امروزه این ساز همانند ویلن کوک و انگشت گذاری میشود.
در حال حاضر کوک اصلی و رایج کمانچه می لا ر سل که همان کوک ویلن است، میباشد. از جمله میتوان به کوکهای رِ لا رِ سل (برای دستگاه نوا) می لا رِ لا (برای ماهور) و می لا می لا (برای همایون، اصفهان، چهارگاه، ماهور و راستپنجگاه) اشاره کرد.
طرز نواختن
نوازندهٔ ساز در حالت نشسته پایهٔ کمانچه را روی زمین (یا صندلی) یا زانو قرار میدهد. ساز در موقع اجرا کمی حول محور خود میچرخد و همین عمل تماس آرشه با سیمها را آسان تر میکند. نوازنده ساز را به طور قائم در دست چپ میگیرد و انگشتان همان دست را روی دسته میلغزاند و آرشه را با دست راست به سیمها تماس میدهد.
نوازندگان شاخص
از شاخصترین کمانچهنوازان ایرانی میتوان به علیاصغر بهاری، رحمت الله بدیعی و مجتبی میرزاده اشاره کرد. برخی از نوازندگان شاخص معاصر عبارتند از:
- اردشیر کامکار
- سعید فرجپوری
- داوود گنجهای
- کیهان کلهر
- علی اکبر شکارچی
- درویشرضا منظمی
- سهراب پورناظری
- مهدی آذرسینا
- فرج علیپور
سازندگان شاخص
- رضا ژاله
- ابراهیم قنبری مهر
- قدرت الله کردی
- محمدحسن کاکاوند
- حسین قلمی
- سعید ملکی
- بیاض امیر عطایی
- احمد مراحمی
دف

دَفّ، یکی از سازهای کوبهای در موسیقی ایرانی است که شامل حلقهای چوبی است که پوست نازکی بر آن کشیدهاند و با ضربههای انگشت مینوازند.
این ساز از سازهای ضربی ایرانی شبیه به دایره ولی بزرگتر از آن و با صدای بمتر است. چنانکه از کتابهای موسیقی و نوشتهها و اشعار بر میآید، در دوره اسلامی ایران، این ساز برای پشتیبانی از ساز و حفظ وزن به کار میرفته و رکن اصلی مجالس عیش و طرب و محافل اهل ذوق و عرفان بوده که قوالان هم با خواندن سرود و ترانه آن را به کار میبردند. در کتابهای لغت در معنی دف یا دایره مینویسند: آن چنبری است از چوب که بر روی آن پوست کشند و بر چنبر آن حلقهها آویزند. در قدیم برای آنکه طنین بهتری داشته باشد روی دف پوست آهو میکشیدند.
در قدیم دف یا دایره کوچک را که چنبر آن از روی و برنج ساخته میشد خمک یا خمبک میگفتند. به دست زدن با وزن و به اصطلاح بشکن زدن هم خمک یا خمبک میگفتند.[نیازمند ارجاع دقیق]
دفهایی هم بوده که بر چنبر آن زنگ تعبیه میکردند و مینواختند. زنگهای دف را جلاجل میگفتند. در دوره اسلامی به کسانی که دف یا دایره مینواختند جلاجلزن میگفتند.
در ایران کهن جلاجل وسیلهای بیضی شکل و بزرگ بود که زنگهایی بر آن میبستند و در جنگها به کار میبردند و ظاهراً صدای مهیبی داشته است.
دف را که بر آن زنگوله تعبیه میکنند دف زنگی میگویند.
پس از آنکه تمبک مجلسی شد به تدریج جای دف را گرفت و از رونق دف کاست و دف را بیشتر در شهرهای کوچک و قصبات در مجالس عیش و سرور به کار میبردند به ویژه در کردستان و آذربایجان بسیار متداول بود و نوازندگان ماهر داشت. در سالهای اخیر دف نوازی در بیشتر شهرهای ایران رایجتر شده است و هنر آموزان به آموختن آن روی آوردهاند.[سیامک عزیززاده] از نوازندگانی است که ضمن رعایت نکات اصیل در دف نوازی، مقامها را بطور کامل در کتاب[ آموزش دف از مبتدی تا عالی ] نت نویسی کرده است. این کتاب نخستین اثر خلاق آموزش دف در قالب قطعات میباشد. [هومن توتونچیان و امیر مقرب صمدی] از نوازندگان و معملین دف هستند که با شناخت روش آموزش موسیقی به کودکان و رعایت اصول دف نوازی، روش آموزش دف نوازی به کودکان را در کتاب [ راز دف: آموزش ریتم و دف نوازی به کودکان ] نت نویسی کردهاند. این کتاب نخستین اثر آموزش دف به کودکان بصورت مصور میباشد. از نوازندگان صاحب سبک آن میتوان بیژن کامکار و مسعود حبیبی را نام برد که استاد کامکار نقش به سزایی را در شخصیت دادن به این ساز در موسیقی اصیل ایرانی ایفا کرده است و استاد حبیبی با ابداع شیوه مدرنی در نوازندگی این ساز آن را بصورت کاملا اصولی و تکنیکی مانند دیگر سازها در آورده است. نوازندگان دف:
بیژن کامکار،عماد توحیدی، مسعود حبیبی،احمد خاک طینت،پژمان حدادی،رضا دربندی،زکریا یوسفی،مهرداد کریم خاوری، مهدی غلامی،محمد گودرزی، سیامک عزیززاده، مهدی سنگی کرمانشاهی و سیامک جامعی مؤیدی
ياني کريسوماليس

ياني کريسوماليس در 14 نوامبر سال 1954 (23 آبان 1333 ) در شهر کالاماتي يونان به دنيا آمد . و دوران کودکي و نوجواني اش را در شهر زيبا و کوهستاني کالاماتا گذراند. در سن چهارده سالگي به رشته شنا علاقمند شد و توانست رکوردي ملي در رشته شنا بري کشورش يونان بجا گذارد و تلاش گسترده ي بري رسيدن به رقابتهي المپيک نمود. در سال 1972 ميلادي (1351 شمسي) به آمريکا بري تحصيل در رشته مورد علاقه اش روانشناسي در مشهور ترين دانشگاه روانشناسي دنيا يعني مينسوتا رفت. پس از فارغ التحصيل شدن از دانشگاه در يک گروه محلي راک در مينسوتا بنام کاملئون ( Chameleon) بعنوان نوازنده کيبورد آغاز بکار کرد.
پس از آن کسي نميداند چه اتـفاقي بري ياني افتاد اما او اکنون صاحب استديوي شخصي است و بيش از 25 ميليون از آلبوم هي وي در دنيا بفروش رفته است. او تبديل شد به موسيقي داني مستـقـل با عقيد و تفکري منحصربفرد و به شهرت و محبوبيتي جهاني دست يافت و ين در حالي بود که ياني حتي قادر به خواندن و نوشتن ساده ترين نتهي موسيقي نيز نمي باشد ولي با تبحري خواص ساخته هي خود را با روش مخصوص خود و رسم الخط ابدائي خود مينگارد. ياني قطعاتي کامل و زيبا دارد که کاملا ساخته خود اوست و در سبکي انحصاري اجرا شده است...
ترومپت

ترومپت:
درترومپت نسبت به سازهای دیگر مانند هورن ، ترومبون ، باریتون ، توبا از
آلیاژ برنج بیشتری استفاده شده است. افرادی که نوازنده این ساز می باشند را
اصطلاحا" Trumpeterیا Trumpet player می نامند. رایج ترین ترومپت اغلب روی
سی بمل تنظیم می شوند که نت دو میانه دونت زیر تر از سی بمل می باشد ، گر
چه انواع ترومپت های زیادی در این خانواده سازها وجود دارد.
ساختار
ترومپت از لوله برنجی که به صورت حلزونی یا مارپیچ می باشد ساخته شده است.
اگر چه قطر درون لوله استوانه ای ناهموار است دقیقا„از یک پیچیدگی خاصی در
کاهش یا افزایش تدریجی قطر لوله ها برخوردار است. مثلا” دهانه آن کوچکتر و
در انتهای آن به صورت بزرگتر (گشادتر) دیده می شود.
الگوی دقیق برای کاهش و افزایش قطر لوله در صدادهی این وسیله بسیار مهم
است. صدا بوسیله فوت کردن هوا با لبهای بسته ایجاد می شود که بوسیله ایجاد
وزوز کردن صدا در سری آن یک لرزه موج در هوای داخل آن ایجاد می شود.
نوازنده میتواند بوسیله تغییر در لب خود اندازه هارمونیک را تنظیم کند. سه
عدد پیستون سوپاپ وجود دارد که هرکدام از آنها قطر لوله را در زمان پایین
آوردن افزایش می دهد وبدین طریق صدا بم تر می شود.
اولین پوپاپ تنظیم آن را دو نیم پرده بم تر می کند، دومین سوپاپ روی آن نیم
پرده و سومین سوپاپ آنرا 3 نیم پرده بم تر می کند. اگر چهارمین سوپاپ نیز
وجود داشته باشد (معمولا در ترومپتهای پیکولو) با فشار آن 5نیم پرده آن را
بم تر میکند. استفاده جدا یا ترکیبی از این پیستونها این وسیله را خواهد
داشت.
سر ساز لبه گردی دارد که امکان لرزش لب را برای محیط آن فراهم می کند.
بلافاصله بعد از لبه گرد به گودی به مانند ته فنجان وجود دارد که کانالهای
هوا که در قسمت تحتانی آن قرار دارد باعث می شود که کمی خود را با قطر لوله
های ترومپت هماهنگ کنند. گستردگی این بخش از سری (دهانه ساز) در طنین و
کیفیت صدا، راحتی در نوازندگی و آسوده خاطر بودن نوازنده اثر زیادی دارد.
معمولا" عرض و عمق این گودی در سیاهی و طنین و شفافیت آن اثر می گذارد.
انواع ترومپت
رایج ترین نوع ترومپت ، ترومپت سی بمل است. اما ترومپتهای (دو) ، (ر) و(می
بمل) و (می) ، (فا) ، (سل) و (لا) نیز وجود دارد . ترومپت (دو) معمولا در
اکسترهای آمریکایی استفاده می شوداین ساز در سایز کوچکتر آن صدای شفاف تر و
دوست داشتنی تری از ترومپت (سی بمل) دارد . ......
سایت آموزش تنظیمات اهنگ و مسترنگ
اینم چند تا سایت برای آموزش تنظیمات اهنگ و مسترنگ......تازه تو بعضی هاشم انلاین میتونین اهنگ بسازین
ویولن

ویولن ساز زهی و آرشهای است. این ساز کوچکترین عضو سازهای زهی آرشهای است.
برای نواختن معمولاً روی شانه چپ قرار میگیرد و با آرشه که در دست راست نوازندهاست نواخته میشود.
کوک سیمهای ویولن از زیر به بم به ترتیب: می (سیم اول)، لا (سیم دوم)، ر (سیم سوم)، سل (سیم چهارم).
اصوات سیمهای مجاور نسبت بهیکدیگر فاصله پنجم درست را تشکیل میدهند. در این وسعت صدا ویولن قادر است تمام فواصل کروماتیک و کوچکتر از آن را اجرا نماید......
شادمهر عقیلی

شادمهر عقیلی (زادهٔ ۷ بهمن ۱۳۵۱، تهران) خواننده، آهنگساز، تنظیمکننده، نوازنده، ترانه سرا و بازیگر ایرانی است که با انتشار چند آلبوم موسیقی در ایران کار خود را آغاز کرد. وی پس از مدتی ابتدا به کانادا و سپس به ایالات متحدهٔ آمریکا مهاجرت کرد.
دوران کودکی
وی از کودکی به نوازندگی علاقه داشت و با پیانو شروع کرد؛ ولی بعد ویلن را بهعنوان ساز تخصصی خود انتخاب کرد. نواختن ساز را از هر کاری بیشتر دوست میداشت. سازهای تخصصی وی پیانو، گیتار و ویلن بوده و در نواختن ویلن تبحر خاصی دارد. او فارغالتحصیل از هنرستان موسیقی است
فعالیتهای هنری
شروع کار در صدا سیما و انتشار آلبوم اول
او از ۱۳۷۶ وارد واحد موسیقی صدا و سیما شد و در آنجا مشغول به کار شد ولی کارهایش برای کسب مجوز مشکل داشتند. بهعنوان اولین کار «معبود» و سپس «فصل آشنایی» را اجرا کردو بعد از آن آلبوم «بهار من» اولین کاست او بود. بهار من کاست بدون کلامی شامل ترانههای قدیمی مانند «گل گندم» و «بهار من»، «جان مریم» و... بود که شادمهر نوازندگی پیانو، گیتار و ویلون را در آن بعهده داشت. او در آلبومی به نام «فصل آشنایی» که کارهای دیگر خوانندگان پاپ آن روزگاران در ایران، هم در آن جای داشت سه آهنگ به نامهای «باغ زندگی» به همراهی علیرضا عصار «معبود» و «فصل آشنایی» را ارائه کرد. سپس در آلبومی به نام «نازنین» باز هم به همراهی دیگر خوانندگان، دو آهنگ «قفس» و «تو بی نهایت شب» را ارائه کرد.
آلبوم مسافر و دهاتی
کاست دوم شادمهر عقیلی به نام مسافر توسط شرکت فرهنگی هنری «پیغام سحر» به بازار آمد که با استقبال روبرو شد. دهاتی آلبوم بعدی عقیلی بود که توسط شرکت فرهنگی هنری «فارس نوا» منتشر شد. شرکت پخش کننده آلبوم دهاتی برای گرفتن مجوز با موانعی از سوی وزارت ارشاد روبرو شد به طوری که شادمهر بارها مجبور شد ترانههای این کار را بازخوانی و اصلاح کند. این آلبوم موفق شد تحولی بزرگ در موسیقی پاپ ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایجاد کند.
بازیگری در سینما
او در دو فیلم سینمایی پر پرواز در سال ۱۳۷۹ به کارگردانی خسرو معصومی و بازی هنرمندانی چون زیبا بروفه، مرجان شیرمحمدی، داوود ناقور، شهلا ناظریان و... و شب برهنه به کارگردانی سهید سهیلی و بازی علی قربانزاده و اکرم محمودی و... بازی کرد و تواناییهایش را در عرصه بازیگری آزمود. فیلم سینمایی پر پرواز پر فروش ترین فیلم سینمایی سال در سال ۱۳۷۹ شد.
ترک ایران
بازی در فیلمهای پرپرواز و شب برهنه باعث افزایش حساسیت روی کارهای وی شد. گرفتن مجوز برای کاست بعدی یعنی آلبوم آدم و حوا دو سال ادامه پیدا کرد و آلبوم به طور غیر رسمی در ایران پخش شد. در همین حین فشار و محدودیت این قدر روی شادمهر زیاد شد که حتی او اجازهٔ ورود به استودیوهای رسمی موسیقی را هم نداشت و نوازندگی او برای سایر هنرمندان هم ممنوع شد. شادمهر که عرصه را برای کار تنگ میدید به کانادا مهاجرت کرد و در آنجا فعالیتهایش را ادامه داد.
آلبوم خیالی نیست
بعد از ترک ایران و مهاجرت به کانادا او موفق شد با کمپانی "نوامیدیا" قرداد امضا کند. هنوز چند وقتی تا انتشار اولین آلبوم او در خارج از کشور باقی مانده بود که ناگهان این آلبوم با کیفیت پایین در بازار ایران پخش شد. بعضی از آهنگهایی که او اصلاً قصد انتشار.....
پيانو

پيانو مهمترين و قوي ترين ساز خانواده كلاويه اي یا کلید دار است. اين ساز را ساز مادر ناميده اند زيرا هم از محدوده يا وسعت صداي بيشتري نسبت به سازهاي ديگر (به غير از ارگ) برخوردار است و هم اين امكان را به نوازنده مي دهد تا همزان ده نت را اجرا كند، يعني به تعداد تمام انگشتان دست. محدوده صداي اين ساز كمي بيشتر از هفت اكتاو است و از لحاظ کیفیت و طنین صدا، مطبوع ترين و وسيع ترين ساز در بين سازهاي موسيقي است. اين دو خصوصيت سبب شده كه از پيانو به عنوان ساز سلو ( تك نواز )، ساز همراهي كننده و نيز ساز شركت كننده در اركستر مجلسي و بزرگ و همچنين در سبك هاي جديد جز ، راك و پاپ استفاده شود.
كلمه پيانو كوتاه شده كلمه PianoForte (به معني ضعيف-قوي) است كه در سال 1709 توسط Bartolommeo Cristofori ايتاليايي از روي ساز ديگري به نام هارپسيكورد ساخته شد. كريستوفوري با تغيير بر روي مكانيسم زخمه اي هارپسيكورد، آنرا تبديل به كوبشي نمود. در اين سيستم جديد شستي ها با مكانيسم خاصي به مضراب هاي چكشي ساز مربوط مي شوند، به طوريكه هرگاه بر روي شستي بكوبيم، چكش مضراب نيز بر روي سيم كوبيده شده و دوباره به عقب باز مي گردد. اين سيستم بعدها توسط آلماني ها تكميل شده و پيانو هاي امروزي به وجود آمدند.
انواع پيانو
گراند پیانو (Grand Piano)
گراند پيانو يا پيانوي بزرگ كه به فارسي گاهي آن را پيانو رويال ناميده اند. در اين نوع، سيم ها به صورت افقي قرار گرفته اند و چكشها از زير به سيم ها ضربه مي زنند. اين ساز صداي با شكوه و پر طنيني دارد و بيشتر در سالن هاي كنسرت و اركسترهاي بزرگ استفاده مي شود.
اسماعیل یکا

اسماعیل یکا خواننده ترکیه ای فرزند پنجم خانواده در صبح زود ساعت 5 در سال 1980به دنیا آمد.وقتی او به دنیا آمد
تمام خواهرو برادرانش به نوعی با موسیقی سر و کار داشتند.در سال 1996به گروه یورت سون کاردشلر
پیوست و به این ترتیب وارد دنیای موسیقی شد.گروه یورت سون کاردشلر از 5 نفر تشکیل شده که
کوچکترین ان ها اسماعیل یکا است.با اینکه این خواهر برادران در آلمان به دنیا آمده و در آنجا بزرگ شده اند
ولی در اصل ریشه ی سیواس (شهری در ترکیه) در خون آن ها جریان دارد.
اسماعیل یکا از بچگی با
ساز و فلوت و ویلون بزرگ شده است . یعنی از بچگی علاقه فراوانی به موسیقی داشته است.او متولد ماه
ینگچ (تیر ) است و از نظر ظاهر فردی جذاب است و دارای روحیه پر جنب و جوشی است. و تمام لباس
هایی که می پوشد طرز خاصی را دنبال می کند.و رقص هایی که انجام می دهد خودش ساخته و به هیچ
عنوان از کسی درس رقص نگرفته است. آلبوم او در میان لیست پرفروش ترین کاست ها در رده ی 4 قرار
دارد و با فروش542.967 هزار کاست جایزه ی خاصی در یافت کرد. اسماعیل یکا علاقه ی زیادی به
بچه ها دارد. در یکی از برنامه ها اعلام کرده بود اگر صاحب دختر شود نام او را *جانیم*(جانم) خواهد
گذاشت و اگر صاحب پسری شد نام او را 24 می گذارد. اولین کلیپ یورت سون کاردش لر برای ترانه ی
رقص ما تمام نشود کشیده شده بود. پس از مدتی اسماعیل اولین البوم خود را به صورت مستقل با عنوان
شاپور شوپور وارد بازار کرد. با این که این اولین آلبوم او بود ولی فروش فوق العاده ای داشت . در این
البوم 16 ترانه وجود داشت.متن ترانه ی این ترانه ها توسط اسماعیل یکا و فاتیح آ.ب.ب(گروه جان کان)
نوشته شده بود.و موزیک ان ها توسط یورت سون کاردش لر تنظیم شده بود. در کل البوم 5 ترانه توسط
اسماعیل نوشته شده بود.پس از این البوم گروه یورت سون کاردشلر با هم کاری هم یک البوم با نام سودالیم
را ساختند. اسماعیل که با البوم شاپور شوپور خود خیلی قوی وارد دنیای موسیقی شده بود این موفقیت
خود را با البوم بومبا بومبا ادامه داد.....به نظر او تونست جای تارکان رو در موزیک ترک بگیره که به موزیک ترک خیانت کرد و محبوبیت شو از دست داد
محمد رضا شجريان
محمد رضا شجريان در اول مهر ماه ۱۳۱۹ هجری خورشيدی برابر با ۱۹۴۱ميلادی در شهر مقدس مشهددر خاندانی که(هنر از هر دو سو موروثی بود که از طرف پدر و جد پدری که صوتی دلنشين داشتند و از طرف خاندان مادری نيز هم به موسيقی و هم به خوشنويسی) پا به عرصه زندگانی نهاد در رابطه با خاندان بزرگ شجريان بايد عرض کنيم که اين خاندان از شهر طبس بر خاسته اند و جد بزرگوار ايشان به دلايل نامعلومی به مشهد مهاجرت می کند .وی دارای سه فرزند پسر بوده که يکی از اين سه تن مرحوم حاج علی اکبر بود که پدر بزرگ استاد می باشند و دارای دو پسر به نامهای علی و مهدی(حاج آقا مهدی پدر بزرگوار استاد می باشند)و دو دختر به نام سلطنت خانم و زهرا سلطان. همانطوری که خود استاد می فرمايند مرحوم پدربزرگ ايشان دارای املاک و ثروت زيادی بوده که از جمله چهارده هزار هکتار زمين کشاورزی و ملک قاسم آباد که بسيار آباد و بزرگ بوده(در بخش غربی شهر مشهد)ولی به دلايلی (که در اين مقوله جای بحث آن نيست)از اين همه ثروت مادی چيزی عايد محمد رضا نشد ولی ثروت بزرگتری که استاد از جد بزرگوارشان به ارث بردند همان صدای زيبا و ملکوتی می باشد که بسيار بالاتر وجاودان تر از هر ثروتی می باشد. استاد در اوايل کودکی (در سنين پنج- شش سالگی)شروع به خواندن ترانه های کودکانه کرد. وی در سال ۱۳۲۶ به مدرسه پانزده بهمن مشهد وارد شد. وی در همان زمان نيز شروع کرد به آموختن تلاوت قرآن نزد پدر و در سن ده سالگی شروع به تلاوت قران در مراسمات و اجتماعات سياسی آن زمان کرد و همان طور که خود استاد می گويددر سن دوازده سالگی تمام مشهد او را می شناختند. استاد از کلاس چهارم به بعد را در دبستان فرخی گذراند که تا کلاس ششم از بهترين شاگردان آن مدرسه بود.
در سال ۱۳۳۲ تحصيل در دبيرستان شاه رضا در رشته طبيعی را آغاز کرد. استاد علاقه زيادی به ورزش خصوصا فوتبال داشتند و در سال ۱۳۳۴ با تيم دبيرستان شاه رضا در مسابقات فوتبال دبيرستانهای مشهد شرکت کردند. علارغم علاقه زياد استادبه رشته طبيعی در سال ۱۳۳۶ به اصرار پدر وارد دانشسرای مقدماتی مشهد شد و در آنجا بود که با آقای جوان اولين معلم موسيقی خود آشنا شد و گاهی اوقات در دانشسرا برای دوستان خود آواز می خواند. وی در سال ۱۳۳۹ از دانشسرای مقدماتی فارغ التحصيل شد و به استخدام آموزش و پرورش مشهد در آمد و جهت تدريس به مدرسه خواجه نظام الملک واقع در بخش رادکان منتقل شد.شايد به جرات بتوان گفت که علاقه و آشنايی استاد با آواز دستگاه موسيقی و آلات موسيقی از همين دبستان و در رادکان پی ريزی شد به طوری که خود استاد می گويد ((اغلب اوقات به کوه می زدم و تکنيک و متد را با سليقه خودم تجربه و تمرين می کردم و صداهای گوناگون و تحريرها و چهچه ها را در دستور کار خود قرار می دادم)) آری در اين سال بود که استاد توسط دوستی به نام ابولحسن کريمی.........
آکوردئون
اریخچه ساز آکوردئون
آکوردئون سازی است که بر اصول زیر ساخته شده است:
هوا با فشار از میان لوله های فلزی می گذرد و صدا تولید می کند.
چه کسی آکوردئون را ساخت؟
آکوردئون طی سال های متمادی کامل شد. لوله های فلزی که بخشی از این ساز هستند، نخست در چین باستان در سازی به نام چنگ مورد استفاده واقع می شد. در قرن شانزدهم اندیشه استفاده از قاب چوبی در سازی به نام بلون قوت گرفت و این آغاز ساختن آکوردئون شد.
باز و بسته شدن این گونه بلون سبب می شود که جریان هوا، لوله ها را مرتعش کند. در نتیجه، بر کلیدهای لوله ها فشار وارد می شود و ارتعاش هوای درون لوله ها، آواهای آکوردئون را تولید می کند.
صفحه کلیدهای آکوردئون که درست مانند کلیدهای پیانو است، در قرن دوازدهم اختراع شد. نخستین سازی که پیشرو آکوردئون محسوب می شود، در سال ۱۸۲۹ میلادی، توسط مردی استرالیایی به نام دامین ساخته شد.
آکوردئون پیانویی تا پیش از سال ۱۹۱۰ برای مردم اروپا ناشناخته بود. پس از آن مردم امریکا با آن آشنا شدند و سپس به روش های گوناگونی تکمیل گردید و در سال ۱۹۳۷، در یک ارکستر سنفونیک از آن استفاده شد.
آکوردئون پیانویی در یک طرف ۱۲۰ کلید بم و در طرف دیگر ۴۱ کلید زیر دارد.
آکوردئون یکی از چندین اختراع اروپایی ها در اوایل قرن نونزدهم است. در حقیقت سازی با نام آکوردئون (accordion) اولین بار در سال ۱۸۲۹ توسط شخصی به نام Cyrill Demian در وین ارائه شد، جالب است بدانیم این ساز در ابتدا “eoline” نامیده می شد و بعدها در دست نویس های افراد به زبان های مختلف “accordion” جایگزین آن شد..........
راک
از اواخر دهه ۱۹۶۰ میلادی نام راک اند رول صرفاً به موسیقی دهه ۵۰ و ۶۰ اطلاق شده ولی نام راک همچنان بهعنوان نام فراگیر این گونه (که شامل راک اند رول هم میشود) بهکار میرود. این موسیقی در بلوز ریشه دارد.
راک اند رول (Rock & Roll)
راک اند رول که یکی از سبکهای تأثیر گذار و متداول در موسیقی راک است، روندی غیر قابل پیش بینی را طی کرده در ابتدا زمانی که راک بازها موسیقی کانتری وبلوز را با هم تلفیق کردند، راک دارای مشخصههای بارزی مثل آنارشیسم بود ولی بعدها با گذشت زمان، این مشخصه نادیده گرفته شد و این نوع موسیقی به سمت کسب مهارت و ایجاد تحول رفت.
از موسیقی پر انرژی Chuck Berry گرفته تا
هارمونیهای زیبای بیتلز و همه در گروه راک اند رول قرار گرفت. اما راک اند
رول جذابیت موسیقیایی خودش را فقط برای چند سال حفظ کرد. با گوناگونی
بسیاری که در سبکهای مختلف راک به وجود آمد، به قول بعضی از متخصصین هسته
اصلی راک از هم پاشید.
پاپ-راک Pop-Rock
پاپ-راک
یکی از عمده ترین شاخههای موسیقی محسوب میشود که به طور کلی به هر نوع
موسیقی پاپ ساخته شده پس از دوران جذب راک اند رول به پاپ، Pop rock
میگویند. از ویژگیهای این سبک ملودیک و گیرا بودن موسیقی آن است.
سافت راک Soft Rock
گرچه
سبک سافت راک در اوائل دهه هفتاد پایه گذاری شد اما زمزمههای آن از اواخر
دهه شصت آغاز شده بود. سافت راک موسیقی ملایمیست که بیشتر تکیه بر
خواننده و ترانه سرا دارد تا نوازنده؛ تجاری نگاه کردن به موسیقی یکی از
ویژگیهای این سبک است.
سافت راک تا حدی متمایل به پاپ-راک است اما با
فضایی ملایمتر و نرمتر. گروههایی مثل کارپنترز و شیکاگو تکیه بر موسیقی
ساده و ملودیک داشتند و در طول حیات خود با تهیه کنندگان مختلفی هم کار
کردند. در طول دههٔ هفتاد، سافت راک بازار موسیقی را تحت تأثیر خود قرار
داد و به طور جدی موسیقی تلفیقی هم عصر خودش را دچار دگرگونی کرد.
Grunge
سبکی
که اوج درخشش آن در دهه ۹۰ اتفاق افتاد و تبدیل به محبوب ترین سبک هارد
راک این دهه شد و این درخشش نتیجه خلاقیت Kurt Cobain و بقیه اعضای Nirvana
بود. سبکی که از دل Black Sabbath برخاست و حاصل ترکیب موسیقی punk و
Heavy metal بود و البته گرایشش بیشتر به سمت پانک بود تا Heavy metal؛
بخصوص در انتخاب اشعار و نوع اعتراض موسیقیاییش. اما در نحوه نواختن ریفها
به Heavy metal شباهت بیشتری داشت.
این سبک دارای دو نسل و دورهٔ مشخص است: نسل اول شامل گروههای Green River، Mud honey میشه که این موج هنوز هم ادامه داره و ریفهای آن سنگین تر و خشن تر از ریفهای دورهٔ دومه. مشهور ترین گروه از موج دوم Nirvana است که موسیقی آن ملودیک تر از سایر گروههای Grunge است و مهمترین ویژگی اون stop-start زیاد اونه.
متاسفانه در کشور ما Nirvana رو فقط متعلق
به سبک Alternative Metal میدونن و به تبع اون هر گروهی رو که در موسیقیش
stop-start به کار میبره به این سبک مربوط میدونن؛ البته سبکهای موسیقی
هارد راک و متال آنقدر متنوع اند که به سختی میشه مرزی مشخص بین اونا
کشید.
هارد راک Hard Rock
از نظرِ اکثریت دست اندر
کاران موسیقی،. چرا که شباهتهای بسیار زیادی بهم دارند. در هر دو مورد صدای
خشن گیتار کاملاً قابل تشخیص است و بطورِ معمول نقش اساسی را در گروه،
خواننده اجرا میکند که معمولاً وظیفه نواختن سازی را هم به عهده دارد.
اگر چه تفاوتهای اساسی نیز دیده میشود از
جمله لزوم وجود ریتم در پس زمینه موسیقی هارد راک. در صورتی که این ویژگی
در موسیقی هوی متال دیده نمیشود بلکه این نوع موسیقی بر صدای خشن گیتار و
ریتمهای کوبهای تکیه دارد.
هارد راک در اواخر دههٔ ۶۰ رشد خودشو رو
آغاز کرد و بهعنوان یک موسیقی روان گردان باب شد و تحولی در زمینه موسیقی
راک ایجاد کرد. در هارد راک کمتر از Blues از بداهه نوازی استفاده میشه و
در عین حال به خشونت سبک هوی متال نیست. اگرچه همون سولوهای طولانی و همان
صداهای خشن در هارد راک نیز هست. در این سبک این ریتمها و ریفها هستند که
بیشترین اهمیت را دارن و باید به بلندترین شکل ممکن نواخته بشوند.
اسکورپیینز
(انگلیسی: The Scorpions) گروه هارد راک آلمانی است که با فروش بیش از ۲۵۰
ملیون آلبوم جایگاه خودش را به عنوان یکی از موفقترین گروههای راک قاره
اروپا ثبت کردهاست.
ُScorpions آهنگهای زیبا و پرطرفدار زیادی از جمله ((Still Loving you))و ((Are You The One)) و ((A Moment In A Million Years)) را اجرا کردند که باعث محبوبین آنان گشت.
اسکوررپیونز از معدود گروههای راک دنیا میباشد که کنسرت و تورهای بزرگی اجرا میکند.
هرچند اسکور....
نی
نی از سازهای بادی موسیقی ایرانی است که از گیاه نی تهیه میشود.
نی
از سادهترین و طبیعیترین سازهای موسیقی بادی است که با روئیدن از زمین
پیوسته در دسترس بوده و انسان با مختصر تصرفی از آن استفاده کرده است. ملل
قدیمه نی را سرمشق قرار داده و از روی آن سازهای مختلف بادی ساختند و در
صلح و جنگ به کار بردند.
مولفین کتابهای موسیقی قدیم طبیعیترین و
کاملترین آلات موسیقی را حلق انسان دانسته اند. و پس از آن سازهای بادی
(آلات ذوات النفح) به ویژه نی را از جهت مشابهی که نی و حلق انسان در ایجاد
نغمات دارند.
نی به سبب سادگی و سهولت اجرای صداهای و آسانی حمل و نقل
و یافت شدن در طبیعت تنها سازی است که دسترسی به آن در همه جا و برای همه
کس امکانپذیر بوده و با مختصر تصرف مورد استفاده قرار میگرفته است .
وسعت صدای نی آن حدود دو اکتاو و نیم است. نایب اسدالله اصفهانی (مشهور به
خداوندگار نی)این ساز را از آغل گوسفندان به دربار پادشاهان برد در ایران
در بین انواع سازهای بادی ایرانی که از قدیم مورد استفاده قرار می گرفته
مانند، مزمار، نرم نای، درازنای، سرنا و... تنها امروزه نی توانسته در
موسیقی ایرانی و در کنار دیگر سازهای کلاسیک ایرانی مثل تار، سنتور، سه تار
و کمانچه قرار بگیرد و به اصطلاح یک تنه نقش سازهای بادی را در ارکستر
ایرانی ایفا کند. دلیل این موضوع را از دو دیدگاه میتوان بررسی کرد.
اول
از جهت نوازندگان این ساز که توانستند خصوصیات و ویژگیهای نی را به نحو
کامل و مطلوبی عرصه کنند و قابلیت آن را نشان دهند.به عبارت دیگر افرادی که
به نوازندگی نی روی آوردند با ممارست بسیار تکنیکها و حالاتی که معمولا در
موسیقی ایرانی اجرا میشود را به نی منتقل کردند. دوم از جهت خود ساز که به
دلیل فرم صدادهی و نیز در عین سادگی، کاملتر بودن آن نسبت به دیگر سازهای
بادی ایران، توانست تمام آهنگها و نغمه های موسیقی ردیف دستگاهی ایرانی را
به خوبی اجرا کند واینکه صدایی که از نی خارج میشود از لحاظ رنگ صدایی به
خوبی با دیگر سازهای کلاسیک ایرانی ترکیب شد.
از قدیم نی را طبق
الگوهای مختلفی می ساخته اند؛ یعنی از لحاظ طول، تعداد سوراخ و تعداد
بندها، انواع گوناگونی، نی وجود دارد. به عبارت دیگر نی گاهی بلند یا کوتاه
ساخته میشود و نیز برخی از انواع نی دارای 6 یا 7 سوراخ و گاهی داری 9
سوراخ میباشد. از میان انواع نی، نی هفت بند، امروزه پرکاربردترین ساز بادی
در ایران میباشد. نی هفت بند دارای 6 گره، 6 سوراخ و 7 بند میباشد، که 5
سوراخ آن در جلوی ساز و یکی نیز در پشت ساز قرار دارد.توضیح آنکه سوراخ ششم
به این علت در پشت نی قرار دارد که بتوان با انگشت شست آن را به راحتی
مهار کرد. از لحاظ اندازه هم این ساز به صورتهای مختلفی، طبق الگوهایی که
به مرور زمان به وسیله نوازندگان کشف شده، ساخته می شود .
نوازندگی
به شیوه لبی تعداد این الگوها 13 عدد میباشد که از الگوی DOکوک یعنی
بلندترین نی شروع و به صورت فواصل کروماتیک تا اکتاو بعد یعنی نی DOکوک
کوچک که کوتاه ترین نی است،ساخته میشود.البته این بدان معنا نیست که نی
هایی بلندتر یا کوتاهتر از فواصل فوق نتوان ساخت.
تنوع طولی نی به
دلیل عدم امکان کوک کردن است؛ به همین جهت نی را در اندازه های مختلفی می
سازند که این خلا برطرف شود. در واقع کوتاهی و بلندی نی مانند شل کردن و
سفت کردن سیم سازهای زهی و مضرابی است، یعنی هر چقدر نی بلندتر باشد، صدای
بم تری تولید و هر چه کوتاهتر شود صدای زیرتری تولید می کند.
تولید
صدا از نی به دو گونه متفاوت است. حالت اول به اصطلاح فرم " لبی" نام دارد
که نوازنده در این روش نی را به صورت مایل روی لبهای خود قرار داده و با
ایجاد یک باریکه هوایی بوسیله روزنه بین دو لب و برخورد این باریکه به تیغه
سر نی، صدا تولید میکند. پهنای تیغه سرنی در این حالت هر چقدر دارای ضخامت
کمتری باشد، صدای تولید شده از نی، شفافتر خواهد بود.
این شیوه
نوازندگی بیشتر در ایلات و عشایر و بین چوپانان و به اصطلاح محلی ها رواج
دارد. معمولا صدایی که بدین صورت توسط این قشر نوازندگان از نی تولید
میشود، صدایی است نسبتا بلندتر از حالت طبیعی و همراه با ناخالصی. در
موسیقی ردیف دستگاهی و کلاسیک ما نیز در ارکسترهای ایرانی این روش صدادهی،
چندان معمول نبوده و نمیباشد.
نوازندگی به شیوه دندانی حالت
دوم به اصطلاح فرم "دندانی" نام دارد که همان تیغه سر نی در این روش به جای
قرار گرفتن در روی لب، بین دو دندان پیشین نوازنده قرار میگیرد. باریکه
هوایی را در این حالت به جای روزنه بین دولب،فاصله بین سقف دهان و زبان
تولید میکند. این روش نسبت به روش اول از قدمت کمتری برخوردار است و
احتمالا در اصفهان، نی نوازی به صورت دندانی ابداع و ترویج شده. زیرا تا
آنجا که تاریخ نشان میدهد، اولین نوازنده های نی به سبک دندانی در اصفهان
بوده اند مثل سلیمان اصفهانی، ابراهیم آقاباشی، نایب اسدالله اصفهانی، و
استاد حسن کسائی که این نوع نوازندگی را به اوج تکامل خود (تا به امروز)
رسانده اند.
نوازندگی با هر یک از این دو شیوه نسبت به یکدیگر
معایب و محاسن خاص خود را دارد. هر چند شیوه دندانی روش متداول در بین
نوازندگان حرفه ای نی است. ولی این موضوع را نباید دلیل بر نفی محاسن شیوه
لبی در نوازندگی دانست
استادان نی
استاد حسین عمومی
{طراحی و ساخت نی کلید دار} استادحسن کسایی، حسن ناهید، محمد موسوی ،جمشید
عندلیبی ،محمد کیانی نژاد محمدعلی حدادیان ،حسین یاوری، عبدالنقی افشارنیا
بشنو از نی چون حکایت می کند از جدایی ها شکایت می کند{مولانا جلال الدین
محمد بلخی} نی نوازی یک راه بیان احساسات به شکل نغمه های عرفانی می
باشد.نی از محدود سازهای عرفانی و کهن این مرز و بوم می باشد که تا امروز
به شکل های مختلف تک نوازی و گروه نوازی از آن به شدت استفاده می شود که
امروزه با این همه سادگی زاتی جزء سازهای بنیادی و اصلی یک ارکستر به حساب
می آید.
یک نوازنده احساس - درد-غم و شادی خود را می تواند به
خوبی با نی درمیان بگذارد سازی که از نظر من متعلق به جهان مادی نیست و این
را نوازندگان نی بخوبی میدانند که نی سازی است در عین سادگی می تواند دل
ها را به هم پیوند دهد غم و شادی ها را با عرفان و عشق و محبت درآمیزد. نی
سازی است که وقتی در سالن های کوچک و بزرگ کشورهای شرقی و غربی نواخته می
شود می توانند هر شخص و شخصیتی را تحت تاثیر عرفان زاتی و وجودی خود در
آورد. نی بهترین انتخاب بیان معنویات مثنوی مولانا می باشد.
نی قدیمی ترین ساز بادی ایران است که در ایران از نوع های مختلف آن استفاده می شود.از ساز های بادی متداول ایران می توان به
کرنا
(کرنای خراسانی و فارس) - سرنا (کوتاه , متوسط و بلند) - نی انبان -
بالابان و شمشال نام برد که همگی از خانواده ی نی می باشند.
اما
نوعی از نی که کاملترین این گونه ها می باشد و در موسیقی سنتی ایران به
ثبت رسیده و برای آن نت نوشته شده و همچنین از نظر جهانی بعنوان نی ایرانی
معرفی و ثبت شده نی هفت بند می باشد که از نظر حس و قدرت و وسعت صدا در
تمامی ساز های بادی همنوع خود بی نظیر است.
در موسیقی ایرانی هرگاه اسمی از نی برده می شود منظور همان نی هفت بند است.
از سختی های یادگیری نی نوازی......
محسن چاوشی
محسن چاوشی حسینی (زادهٔ ۸ مرداد ۱۳۵۸ در خرمشهر) موسیقیدان، ترانه سرا، آهنگساز ،تنظیم کننده و خواننده پاپ و راک اهل ایران است
حسن چاوشی متولد خرمشهر است،اما اصلیت پدر و مادر او به کردستان بر می گردد که با توجه به شرایط کاری پدرش که کارمند شرکت نفت بود به خرمشهر مهاجرت کردند و محسن در خرمشهر متولد شد.وی فرزند پنجم خانواده و دارای دو خواهر و سه برادر است.[۲]از ۴ سالگی به همراه خانواده به مشهد مهاجرت و تا ۱۴ سالگی در این شهر زندگی کرد و سپس به تهران عزیمت نمود.
محسن چاوشی پس از دریافت دیپلم حسابداری و اتمام دوره سربازی،فعالیت حرفهای خود را در زمینه موسیقی در سال ۱۳۸۲ با آلبوم نفرین آغاز کرد.از وی تا کنون بیش از ۱۰۰ ترانه شنیده شدهاست،که شامل ۱۰ آلبوم و نیز چندین تک آهنگ است. او همچنین آهنگسازی و خوانندگی ترانههای فیلم سنتوری از ساختههای داریوش مهرجویی را نیز انجام دادهاست.[حضور صدای چاوشی در این فیلم یکی از دلائل توقیف فیلم توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تلقی شد.
محسن چاوشی درباره ی نحوهٔ ضبط صدایش برای آهنگهای فیلم سنتوری میگوید:«چارهای جز این نداشتم که در خانه و در یکی از اتاقهایمان کار ضبط را انجام بدهم. به کمک مادرم یک پتو را با میخ به جلوی پنجره زدیم و دیوارها را هم با پتو پوشانیدم تا صدا نپیچد. مادرم از اتاق بیرون رفت و با یک پتو از بیرون، در اتاق را پوشاند. خودم هم از این طرف در، یک پتو آویزان کردم تا بتوانم در نهایت فضایی را در اختیار داشته باشم که در آن بشود وکال گرفت. بعد از همه این ماجراها، پتو را کشیدم روی سرم و در همان شرایط خواندم و همه وکال را ضبط کردم. از زیر پتو که بیرون آمدم، «علی سنتوری» به دنیا آمده بود. همان نسخه هم نهایی شد و پخش شد.»[۷]
جوایز
- جایزه بهترین موسیقی متن فیلم، در جشنواره حافظ به محسن چاوشی برای فیلم سنتوری رسید.
- در نخستین جشنواره سالانه موسیقی ما،جوایز بهترین آلبوم پاپ (من خود آن سیزدهم)، بهترین ترانه پاپ (غلط کردم غلط) ،بهترین تیتراژ (واسه آبروی مردمت بجنگ) به همراهی فرزاد فرزین و بهترین آهنگسازی پاپ،در بخش مردمی به محسن چاوشی تعلق گرفت.[
حاشیهها
در پی قرار گرفتن ریمیکس آهنگهای "قطار" و "عروس قصه" در نظرسنجی برنامه "هفت ترانه" شبکهٔ شما و همچنین پخش آهنگ "قطار" به عنوان تیتراژ برنامهٔ ساعت .
دلکش
عصمت باقرپور بانام هنری دلکش (١٣٠٣ - ١٣٨٣)، خواننده ممتاز موسیقی کلاسیک ایرانی است که آوازه بلندش مرزسه نسل از ایرانیان را درنوردیده. وی از معدود خوانندگان زن صاحب سبک ایرانی بود که صدا و شیوه ی خواندنش بیش از چهار دهه معیار و سنجه عمومی ارزیابی دیگر خوانندگان بشمار می رفت و تا زمانی که می خواند کسی در صدد رقابت با او برنیامد. هنوز سالها پس از خاموشی دلکش، بدون کمترین اغراقی، بخش مهمی از آثار وی نمونه های بی نقص آواز ایرانی محسوب می شوند. اما قطع نظر از صدای بسیار پر قدرت، تواناییهای تکنیکی منحصر به فرد و ذوق درخشانش در اجرای آوازها و قطعات موسیقی گوناگون، این شخصیت هنری و اجتماعی دلکش بود که با در هم آمیختن افتادگی و وقار و پرهیز از آلودن دامن هنر به سیاست، او را طی چندین دهه پیاپی به خواننده ی مورد ستایش تمامی طیفهای فرهنگی جامعه ایرانی، و به نوعی "خواننده ملی" بدل ساخته بود. بر خلاف بسیاری از همکاران همدوره اش، نه پیش و نه پس از انقلاب، دلکش زبان آوازش را به مدح نگشود اما هرگز از اجرای قطعآتی که هدفشان تهییج روحیه ملی و میهن دوستی بود دریغ نورزید. مارش " سرباز وطن " که اثری است از انوشیروان روحانی نمونه ای است از این قطعات.
او پیش از وقوع انقلاب اسلامی در ایران زندگی پر جنبوجوش و مرفهی داشت، پس از انقلاب اما به گونهای ناخواسته به انزوا رانده شد. بانو دلکش سه سال پیش از مرگش چند کنسرت در اروپا و آمریکا برپا کرد و در آغاز هر کنسرت با دوستاران خود این طور سخن گفت:
«اول سلام عرض میکنم به تمام هموطنانم. امشب شب خاطرات است. شبی که با آهنگهای من تجدید خاطرات میکنید. من با شماها جوان بودم و با شماها پیر شدم و افتخار میکنم که امشب در جمع شما هستم.»
زندگی دلکش و درخشش هنریش
عصمت بابلی باقرپور پنبه فروش در هفتم اسفبدماه ١٣٠٣, در بابل, در یک خانوادهٔ پراولاد چشم به جهان گشود. مادرش که پس از مرگ پدر توانایی رسیدگی به تمام فرزندان را نداشت، عصمت نوجوان را در دوازده سالگی نزد خواهر بزرگش به تهران فرستاد. عصمت در دبستان اردیبهشت واقع در خیابان ناصر خسرو تحصیلات ابتدایی را گذراند و جز اولین دانش آموزان دختر بود که در سن شانزده سالگی به سلک پیشاهنگی پیوست. در همین دوران بود که، ظهرالدینی، معلم موسیقی مدرسه هنگام آموزش سرودهای رایج آن دوران به شاگردان، از قدرت و طنین صدای عصمت شانزده ساله شگفت زده شد. معلم مدرسه دختر جوان را به هنرستان موسیقی ملی آن دوران برد و از استادان هنرستان خواست تا صدای عصمت را بشنوند. روح الله خالقی، پس ازچند آزمایش، به قابلیتهای صدای او پی برد و بدین ترتیب دلکش از ١٣١٩ خورشیدی در مدرسه موسیقی به تحصیل آواز پرداخت. از بلند اقبالیهای عصمت جوان ان بود که آموزش او به دست عبدالعلی وزیری سپرده شد. عبدالعلی وزیری پسر عموی کلنل علینقی وزیری بانی نخستین مدرسه موسیقی نوین در ایران بود و در عین حال از نزدیکترین دست پرورده های او. عصمت تخلص هنری بدیع و پرمسمای خود را نیز مدیون استادش عبدالعلی خان بود.دلکش در دوران چهار ساله تحصیل از محضر دیگر استادان برجسته ان دوران بهره جست که از این میان باید مشخصا ازعلی اکبر خان شهنازی و ابوالحسن صبا یادنمود. صبا ضمن آموزش ریتم و جمله بندی های آوازی به دلکش موجبات آشنایی وی با یکی از برجسته ترین و با استعدادترین شاگردان خود را به نام مهدی خالدی فراهم ساخت. این آشنایی که نخستین دوران زندگی هنری هم دلکش و هم مهدی خالدی را رقم زد با استخدام دلکش در رادیو تهران در اوایل ١٣٢٤ خورشیدی آغاز شد و هفت سال بعد در ١٣٣١ پایان گرفت. این دوران هفت ساله که راه را برای ورود دلکش و خالدی به جرگه برترینهای موسیقی ایرانی گشود، بدود تردید از درخشانترین و پربارترین دوران موسیقی معاصر ایران محسوب می شود.
دلکش دو بار ازدواج نمود. بار نخست با شاپور یاسمی و بار دوم با داریوش
فزونمایه. وی از این وصلت اخیر صاحب فرزند پسری شد به نام " سهیل " ازدواج با شاپور یاسمی، فرزند رشید یاسمی، ادیب مشهور، و برادر سیامک یاسمی،
سینماگر و فیلمساز دهه های ٣٠ و ٤٠, دلکش را به سینما هم کشاند و در مجموع
در ۱۰ فیلم ظاهر شد، فیلمهایی که گرچه سرگرم کننده بودند ولی در ردیف آثار
تأثیرگذار سینمای ایران قرار نمیگیرند. هنر آواز دلکش, اما بر عکس,
تأثیرگذار بود.
گیتار کلاسیک
در رده ی سازهای زهی زخمه ای، که خود بخشی از خانواده ی سازهای زهی (Chordophone) است، قرار می گیرد. گیتار کلاسیک همچون پیانو، به نوازنده امکان اجرای اثرهایی با بافت کنترپوانتیک با ملودی های پیچیده و همچنین اثرهایی با بافت هارمونیک با توانایی اجرای چندین نت در یک زمان را می دهد. به همین دلیل این ساز، به عنوان سازی تک نواز (soloist)،
شناخته شده است. گیتار کلاسیک به شکل استاندارد دارای شش سیم ( سه سیم
نایلونی برای نت های زیر و سه سیم فنری برای نت های باس) می باشد.
گیتار کلاسیک دارای تاریخی کهن است که آغاز نامشخص و مبهمی دارد و در پیچ و تاب تاریخ گم شده است. اما آنچه که دانسته شده میباشد، این است که اجداد این آلت موسیقی در هزاره های اول و دوم قبل از میلاد در خاور نزدیک نواخته میشدند.
داستان هایی در مورد چگونگی هجرت اجداد گیتار از دربار هارون الرشید به سرزمین اندلس و شکوفایی آن در آنجا بارها بازگو شده است.
بسیاری بر این باورند که سرانجام، گیتار کلاسیک به شکل امروزی خود محصول تکامل یافتهٔ اروپا و به ویژه اسپانیا اس
گیتار کلاسیک امروزی از ۶ تار و بدنه توخالی چوبی (تخته آوای سرو) ساخته میگردد. بخش های بنیادی در برگیرنده ی:
۱. headstock: سردسته
۲. nut: خرک
۳. Machine heads: گوشی
۴. Frets: پرده
۷. Neck: گردن
۸. Heel: پاشنه
۹. Body: بدنه
۱۲. Bridge: پل
۱۴. Bottom deck: عرشه پایین
۱۵. Sound board: تخته آوا(بدنه)
۱۶. Body sides: پهلوی بدنه
۱۷. Sound hole، with rosette inlay: دایره خروج صدا و رزیت
۱۸. Strings: تارها
۱۹. Saddle or Bridge nut: زین
۲۰. Fretboard: تخته پرده
داریوش اقبالی
داریوش در ۱۵ بهمن ۱۳۲۹ در تهران (خیابان تخت جمشید) به دنیا آمد. دوران کودکی او در کرج، کردستان و میانه گذشت. پدرش محمود اقبالی، از ملاکان آذربایجان (شهرستان میانه) بود. اولین بار در ۹ سالگی در جشنی در مدرسهاش در شهرآرا به روی صحنه رفت. دوران دبیرستان را در دبیرستانهایی همچون دبیرستان فارابی، دبیرستان کرج، دبیرستان رازی دبیرستانی در سنندج، و دبیرستان آزادگان تهرانپارس گذراند و در مراسم هنری به اجرای برنامههای هنری میپرداخت.
در ۱۳۴۹ با حسن خیاط باشی آشنا شد و همین آشنایی موجب ورود رسمی او به موسیقی حرفهای شد. در همین سال او با ترانهٔ به من نگو دوست دارم با آهنگسازی ترانهسرا و آهنگساز جوان درویش مصطفی جاویدان به شهرت رسید. اولین ترانه مستقل او ترانه نبسته پیمان از علی گزرسز (رها) با آهنگسازی خودش میباشد. داریوش در دوران پهلوی و به علت خواندن آهنگهای سیاسی مانند جنگل، بن بست، بوی خوب گندم، علی کنکوری و گل بارون زده، زندانی شدهاست (در مصاحبهای سیاوش قمیشی آهنگ ساز گل بارون زده گفت که او، داریوش و ایرج جنتی عطایی بخاطر این آهنگ به ساواک فراخوانده شدند و بعد ترانه گل بارون زده من گل سرخ نازنینم به گل یاس نازنینم تغییر یافت چون ساواک ادعا میکرد گل سرخ منظور خسرو گلسرخی میباشد و با تغییر بیت شعر مشکل رفع و هر سه آنها آزاد شدند. وی در ترانهٔ علی کنکوری از زندان به عنوان دانشگاه نام میبرد.همچنین دوران همکاری داریوش بابک بیات و ایرج جنتی عطایی به دوران طلایی پاپ معروف است.ا وقوع انقلاب اسلامی ایران، داریوش نیز مانند اکثر خوانندگان پاپ ایرانی آن زمان، از کشور خارج شد. داریوش در وبلاگ شخصی خود دلیل خروج از ایران را چنین بیان کرده: «پس از انقلاب ۱۳۵۷ و به دنبال کشتار، خونریزی و خفقان حاکم بر سرزمینم، مجبور به ترک وطن شدم. از آن زمان تا حال، در سفری بیانتها، میکوشم در کنار هموطنانم سرود ایرانی آزاد را همصدا شوم».وی در طی سالهایی که بیرون از ایران بوده، همواره از پناهجویان ایرانی حمایت کردهاست و در تظاهراتهای حمایت از این افراد فعال بوده است و نیز با تشکیل بنیادهایی همچون آینه به حمایت از مبتلایان به اعتیاد برخاستهاست.
داریوش هماکنون ساکن شهر لسآنجلس در ایالات متحده آمریکا میباشد و دارای یک فرزند دختر و یک فرزند پسر به نامهای بیتا و میلاد است.
گیوم یان تیرسن
گیوم یان تیرسن (به فرانسوی: Guillaume Yann Tiersen) (زادهٔ ۲۳ ژوئن ۱۹۷۰) نوازنده و آهنگساز فرانسوی است. او پس از ساخت موسیقی متن فیلم اَمِلی به شهرت بینالمللی دست یافت.
از شناسههای موسیقی او استفاده از سازهای متعدد درکنار تنظیمهای مینیمالیستی است، که گاهی الهامهایی برگرفته از موسیقی کلاسیک اروپا و موسیقی فولک فرانسوی نیز در آن بهگوش میرسد. ترکیب محبوب تیرسن معمولاً پیانو با آکاردئون یا ویولن به همراه سازهای دیگری همچون ملودیکا، هارپسیکورد، زایلوفون، کیندرکلاویر، ondes martenot و حتی صدای وسایلی مانند ماشین تایپ است.
موسیقی او آثار هنرمندانی مانند فردریک شوپن، اریک ساتی، فیلیپ گلَس و مایکل نایمن را به یاد شنونده میآورد.شایان بذکر است که شما همکنون یکی از اثار معروف او را میشنوید.
قاصدک
قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟
از کجا وز که خبر آوردی ؟
خوش خبر باشی ، اما ،اما
گرد بام و در من
بی ثمر می گردی
انتظار خبری نیست مرا
نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
برو آنجا که تو را منتظرند
قاصدک
در دل من همه کورند و کرند
دست بردار از این در وطن خویش غریب
قاصد تجربه های همه تلخ
با دلم می گوید
که دروغی تو ، دروغ
که فریبی تو. ، فریب
قاصدک هان ، ولی ... آخر ... ای وای
راستی آیا رفتی با باد ؟
با توام ، آی! کجا رفتی ؟ آی
راستی آیا جایی خبری هست هنوز ؟
مانده خاکستر گرمی ، جایی ؟
در اجاقی طمع شعله نمی بندم خردک شرری هست هنوز ؟
قاصدک
ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم می گریند
مهدی اخوان ثالث
همین حالا...
شما مبتوانید متن ترانه ها و فایلهای صوتی و تصویری خود را به ادرس Faridrahmani11@yahoo.com فرستاده تا در وبلاگ به نمایش گذاشته شوند.
